مهاجم حمله به بایننس ۹۶ میلیون دلار سولانا را به بیتکوین تبدیل میکند؛ چرا ردیابی رمزارزهای سرقتشده دشوار است؟
مهاجم حمله سایبری به صرافی بایننس، جابهجایی بخشی از رمزارزهای سرقتشده را برای تبدیل آنها به بیتکوین آغاز کرده است.
بر اساس دادههای منتشرشده از سوی پلتفرم ردیابی تراکنشهای رمزارزی Lookonchain، کیفپول منتسب به این مهاجم حدود ۹۶ میلیون دلار سولانا در اختیار داشته که بخشی از آن از طریق یک سرویس انتقال بین شبکههای بلاکچین جابهجا شده است. این اقدام نشان میدهد مهاجمان پس از سرقت داراییهای دیجیتال، ممکن است برای دشوارتر کردن شناسایی و مسدودسازی آنها، رمزارزها را میان شبکههای مختلف منتقل کنند. با این حال، چنین جابهجاییهایی لزوماً رد تراکنشها را از بین نمیبرد.
مهاجم چگونه داراییهای سرقتشده را جابهجا میکند؟
بر اساس گزارش Lookonchain، کیفپول منتسب به مهاجم حدود ۹۷۰ هزار و ۵۲۲ واحد سولانا به ارزش تقریبی ۹۵٫۹ میلیون دلار در اختیار داشته است. از این میزان، حدود ۴۸۶ هزار و ۹۷۰ واحد سولانا، معادل تقریبی ۴۶٫۴ میلیون دلار، از طریق پروتکل Relay Protocol به سمت شبکه بیتکوین منتقل شده است. باقیمانده این داراییها نیز در زمان انتشار گزارش حدود ۴۹٫۵ میلیون دلار ارزش داشته است. اما چرا مهاجم بهجای نگهداری سولانا، آن را به بیتکوین تبدیل میکند؟
رمزارزهای مختلف روی شبکههای بلاکچینی متفاوتی فعالیت میکنند. برای مثال، سولانا و بیتکوین دو شبکه مستقل با سازوکارهای متفاوت هستند و انتقال مستقیم دارایی میان آنها به یک روش ارتباطی یا سرویس واسطه نیاز دارد. پروتکلهای انتقال بینزنجیرهای مانند Relay Protocol این امکان را فراهم میکنند که داراییها از یک شبکه به شبکه دیگر منتقل شوند. استفاده از چنین سرویسهایی میتواند بررسی مسیر حرکت داراییها را پیچیدهتر کند؛ زیرا تحلیلگران باید تراکنشها را در چند شبکه مختلف دنبال کنند.
آیا تبدیل رمزارزها رد سرقت را از بین میبرد؟
یکی از تصورهای اشتباه درباره رمزارزها این است که با تبدیل یک ارز دیجیتال به رمزارزی دیگر، سابقه انتقال داراییها از بین میرود. درحالیکه بسیاری از شبکههای بلاکچینی، اطلاعات تراکنشها را بهصورت عمومی ثبت میکنند. به همین دلیل، شرکتهای تحلیل بلاکچین میتوانند با بررسی آدرس کیفپولها، زمان تراکنشها و مسیر انتقال داراییها، ارتباط میان برخی جابهجاییها را شناسایی کنند.
البته وقتی دارایی از یک شبکه به شبکه دیگر منتقل میشود، بررسی مسیر آن به تحلیل اطلاعات چند بلاکچین و گاهی دادههای سرویسهای واسطه نیاز دارد. بنابراین، انتقال بینزنجیرهای ممکن است فرایند ردیابی را دشوارتر کند، اما بهمعنای غیرقابلردیابی شدن داراییها نیست. در پرونده اخیر نیز Lookonchain تراکنشها را با بررسی آدرسی شناسایی کرده که پلتفرم Arkham Intelligence آن را به مهاجم حمله به بایننس نسبت داده است.
حمله به بایننس چه ابعادی داشت؟
بر اساس گزارشهای منتشرشده، حمله سایبری به بایننس در ۲۹ اکتبر رخ داد و اداره تحقیقات فدرال آمریکا (FBI) آن را به گروه سایبری TraderTraitor مرتبط با کره شمالی نسبت داده است. گزارشها از خروج حدود ۶.۳۶ میلیارد دلار دارایی دیجیتال در جریان این حمله حکایت دارند.
بایننس نیز اعلام کرده است که خسارت مالی کاربران را بر عهده میگیرد و برای جبران داراییهای آسیبدیده از منابعی مانند صندوق SAFU و خزانه شرکت استفاده میکند. این صرافی همچنین از همکاری با نهادهای قضایی و شرکتهای تحلیل بلاکچین برای شناسایی و مسدودسازی داراییهای سرقتشده خبر داده است.
چرا ردیابی تراکنشهای رمزارزی اهمیت دارد؟
سرقت رمزارزها لزوماً با خروج دارایی از دسترس تمام نمیشود. مهاجمان ممکن است پس از نفوذ، داراییها را به کیفپولهای مختلف منتقل کنند، آنها را به رمزارزهای دیگری تبدیل کنند یا از سرویسهای انتقال بینزنجیرهای استفاده کنند.
در چنین شرایطی، ردیابی تراکنشها به شرکتهای تحلیل بلاکچین و نهادهای قضایی کمک میکند مسیر حرکت داراییها را شناسایی کنند و در صورت امکان، برای مسدودسازی آنها اقدام کنند.
پرونده بایننس نمونهای از این موضوع است که مقابله با سرقت رمزارزها فقط به شناسایی عامل نفوذ محدود نمیشود؛ بلکه دنبال کردن داراییهای سرقتشده و جلوگیری از انتقال آنها نیز بخش مهمی از فرایند رسیدگی به این حملات است.