هوش مصنوعی در کسبوکارهای ایران؛ تنها ۲۷ درصد شرکتها از AI استفاده میکنند
پذیرش هوش مصنوعی در کسبوکارهای ایران به ۲۷ درصد رسیده و کشور حدود ۷ سال از میانگین جهانی عقبتر است؛ بررسی موانع، سرمایهگذاری و وضعیت شرکتهای AI در ایران.
پذیرش هوش مصنوعی در کسبوکارهای ایران هنوز فاصله قابلتوجهی با روند جهانی دارد. تازهترین دادههای مربوط به کارکرد چهارم سیستم نوآوری فناورانه هوش مصنوعی نشان میدهد میزان پذیرش این فناوری در کسبوکارهای ایرانی به حدود ۲۷ درصد رسیده و ایران از نظر زمان پذیرش و کاربردیسازی هوش مصنوعی، حدود هفت سال از میانگین جهانی عقبتر است.
در این میان، هزینه بالای توسعه، کمبود نیروی انسانی متخصص و ناآشنایی بخشی از کسبوکارها با کاربردهای عملی هوش مصنوعی، از مهمترین موانع گسترش این فناوری در اقتصاد ایران محسوب میشوند.
دادههای این بخش از نظام ارزیابی، وضعیت هوش مصنوعی در حوزه کسبوکار و فعالیتهای کارآفرینانه را در دو محور «توسعه کسبوکار و پذیرش هوش مصنوعی» و «صنعت و شرکتهای هوش مصنوعی» بررسی کرده است.
تنها ۲۷ درصد کسبوکارهای ایرانی هوش مصنوعی را پذیرفتهاند
بر اساس این دادهها، در حال حاضر حدود ۲۷ درصد از کسبوکارهای ایرانی از هوش مصنوعی استفاده میکنند. این رقم در شرایطی ثبت شده است که ایران همچنان حدود هفت سال از میانگین جهانی در زمینه پذیرش و کاربردیسازی هوش مصنوعی عقبتر است.
فاصله ایران با روند جهانی تنها به استفاده عمومی از ابزارهای هوش مصنوعی محدود نمیشود. میزان پذیرش هوش مصنوعی مولد در میان کسبوکارهای ایرانی نیز حدود ۲۵ درصد اعلام شده است؛ فناوریای که در سالهای اخیر به یکی از مهمترین محرکهای سرمایهگذاری و تحول در مدلهای کسبوکار در جهان تبدیل شده است.

بررسی ویژگی شرکتها نیز نشان میدهد کسبوکارهای کوچک و متوسط و همچنین شرکتهایی که کمتر از ۱۵ سال از فعالیت آنها میگذرد، استقبال بیشتری از هوش مصنوعی داشتهاند. این موضوع میتواند نشاندهنده نقش ساختارهای سازمانی چابکتر در پذیرش فناوریهای جدید باشد؛ شرکتهایی که معمولاً با موانع کمتری برای تغییر فرایندها و آزمایش فناوریهای نو مواجه هستند.
صنعت و فناوری اطلاعات در صدر استفاده از هوش مصنوعی
در میان شرکتهای ایرانی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، چهار حوزه بیشترین میزان پذیرش را به خود اختصاص دادهاند. بخش صنعتی در رتبه نخست قرار دارد و پس از آن حوزههای کالا و خدمات، نرمافزار و خدمات فناوری اطلاعات و بخش مالی قرار گرفتهاند.
قرار گرفتن صنعت در صدر فهرست استفادهکنندگان از هوش مصنوعی نشان میدهد کاربرد این فناوری در ایران تنها به شرکتهای فناوریمحور محدود نشده است. با این حال، نبود اطلاعات تفصیلی درباره نوع کاربردها، میزان بلوغ پروژهها و سهم هوش مصنوعی از فرایندهای اصلی این شرکتها، تصویر دقیقی از عمق این پذیرش ارائه نمیدهد.

به عبارت دیگر، استفاده از یک ابزار مبتنی بر هوش مصنوعی با پیادهسازی گسترده این فناوری در فرایندهای عملیاتی، تصمیمگیری یا توسعه محصول یکسان نیست؛ موضوعی که در تحلیل میزان واقعی نفوذ هوش مصنوعی در کسبوکارهای ایرانی اهمیت دارد.
۷۵ درصد شرکتها کمتر از ۲ میلیارد تومان برای هوش مصنوعی هزینه کردهاند
دادهها نشان میدهند حدود ۷۵ درصد شرکتهایی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، طی سه سال گذشته کمتر از ۲ میلیارد تومان در این حوزه هزینه کردهاند. این هزینهها شامل سرمایهگذاری در سختافزار، نرمافزار، داده، نیروی انسانی و سایر زیرساختهای موردنیاز برای توسعه و استفاده از فناوریهای هوش مصنوعی است.
این آمار نشان میدهد بخش قابلتوجهی از فعالیتهای مرتبط با هوش مصنوعی در شرکتهای ایرانی هنوز در مقیاس سرمایهگذاریهای محدود قرار دارد. چنین وضعیتی میتواند به معنای اجرای پروژههای کوچک، آزمایشی یا استفاده از ابزارها و خدمات آماده باشد، نه لزوماً توسعه محصولات یا زیرساختهای اختصاصی مبتنی بر هوش مصنوعی.

از سوی دیگر، محدود بودن سرمایهگذاری میتواند یکی از دلایل پایین ماندن نرخ پذیرش و فاصله ایران با کشورهای پیشرو باشد. توسعه راهکارهای هوش مصنوعی، بهویژه در پروژههایی که نیازمند دادههای اختصاصی، زیرساخت پردازشی و نیروی انسانی متخصص هستند، معمولاً به سرمایهگذاری مستمر نیاز دارد.
هزینه بالا و کمبود نیروی متخصص؛ دو مانع اصلی توسعه
در میان شرکتهایی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، «هزینه بالای توسعه هوش مصنوعی» و «فقدان مهارت کافی و نیروی انسانی باکیفیت» بهعنوان مهمترین موانع توسعه محصولات و راهکارهای هوش مصنوعی مطرح شدهاند.
این دو مانع نشان میدهند حتی شرکتهایی که مرحله پذیرش اولیه را پشت سر گذاشتهاند نیز برای توسعه و گسترش فعالیت خود با مشکل مواجه هستند. به بیان دیگر، ورود به حوزه هوش مصنوعی به معنای توانایی توسعه پایدار محصول یا مقیاسدهی آن نیست.

مشکل نیروی انسانی نیز تنها به تعداد متخصصان محدود نمیشود. کسبوکارها برای استفاده مؤثر از هوش مصنوعی به مجموعهای از تخصصها، از جمله دانش فنی، مدیریت داده، شناخت مسئله کسبوکار و توانایی تبدیل نیازهای سازمان به پروژههای قابلاجرا نیاز دارند.
ناآشنایی با کاربردهای هوش مصنوعی؛ مانع ورود کسبوکارها
شرکتهایی که تاکنون موفق به استفاده از هوش مصنوعی نشدهاند، دلایل متفاوتی برای این موضوع عنوان کردهاند. «عدم آشنایی با کاربردهای هوش مصنوعی» و همچنین «کمبود مهارت در میان کارکنان موجود یا دشواری استخدام نیروی متخصص» دو عامل اصلی در این گروه از شرکتها بودهاند.
این یافته یک نکته مهم را آشکار میکند: بخشی از شکاف موجود در پذیرش هوش مصنوعی در ایران، پیش از آنکه یک مسئله فنی یا زیرساختی باشد، به شناخت کاربرد و تعریف مسئله بازمیگردد.

در بسیاری از کسبوکارها ممکن است هنوز مشخص نباشد که هوش مصنوعی قرار است کدام مسئله را حل کند و استفاده از آن چه بازده اقتصادی یا عملیاتی برای شرکت خواهد داشت. در چنین شرایطی، حتی دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی نیز به پذیرش واقعی و پایدار این فناوری منجر نمیشود.
ایران با ۳۸۷ شرکت هوش مصنوعی، چهارم منطقه
از منظر تعداد شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی، ایران در میان کشورهای مورد بررسی منطقه در جایگاه چهارم قرار دارد. رژیم صهیونیستی با ۱۲۹۹ شرکت هوش مصنوعی در رتبه نخست قرار گرفته است. پس از آن، ترکیه با ۵۹۸ شرکت و امارات متحده عربی با ۵۷۴ شرکت قرار دارند.
ایران با ۳۸۷ شرکت در رتبه چهارم و بالاتر از عربستان سعودی با ۳۱۸ شرکت قرار گرفته است. فاصله ایران با سه کشور نخست این فهرست قابلتوجه است. تعداد شرکتهای هوش مصنوعی در اسرائیل بیش از سه برابر ایران است و ترکیه و امارات نیز بهترتیب بیش از ۲۰۰ و نزدیک به ۱۹۰ شرکت بیشتر از ایران در این حوزه دارند.

البته تعداد شرکتها بهتنهایی معیار کاملی برای سنجش قدرت یک اکوسیستم هوش مصنوعی نیست. میزان سرمایهگذاری، دسترسی به بازار، کیفیت محصولات، توان صادرات، زیرساخت پردازشی و توان جذب نیروی متخصص نیز در ارزیابی وضعیت صنعت هوش مصنوعی نقش تعیینکننده دارند.
نرمافزار و صنعت، دو حوزه اصلی شرکتهای هوش مصنوعی جهان
بررسی تفکیک صنعتی شرکتهای هوش مصنوعی در جهان نیز نشان میدهد «نرمافزار و خدمات فناوری اطلاعات» بزرگترین حوزه فعالیت شرکتهای هوش مصنوعی است و پس از آن، بخش صنعتی قرار دارد.
«سختافزار و تجهیزات فناوری» و «خدمات ارتباطی» نیز در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند. این الگو نشان میدهد صنعت هوش مصنوعی در جهان تنها حول توسعه نرمافزار شکل نگرفته و بخشهای زیرساختی، سختافزاری و ارتباطی نیز سهم قابلتوجهی در زنجیره ارزش این صنعت دارند.
این موضوع برای ایران اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا توسعه صنعت هوش مصنوعی بدون توجه همزمان به نرمافزار، داده، توان پردازشی و زیرساختهای ارتباطی، میتواند به وابستگی بیشتر کسبوکارها به ابزارها و خدمات خارجی منجر شود.
دادههای جهانی در این حوزه تصویر روشنتری از وضعیت ایران ارائه میکنند. بر اساس گزارش شاخص هوش مصنوعی ۲۰۲۶ دانشگاه استنفورد،در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۸ درصد سازمانهای مورد بررسی در جهان اعلام کردهاند که هوش مصنوعی را دستکم در یکی از کارکردهای کسبوکار خود به کار گرفتهاند؛ این رقم در سال ۲۰۲۴، ۷۸ درصد بود. همچنین استفاده سازمانی از هوش مصنوعی مولد در سال ۲۰۲۵ به ۷۰ درصد رسیده است. این ارقام در مقایسه با نرخ ۲۷ درصدی پذیرش هوش مصنوعی در کسبوکارهای ایران، فاصله قابلتوجه کشور با روند جهانی را نشان میدهد؛ هرچند باید توجه داشت روششناسی و جامعه آماری مطالعات بهطور دقیق یکسان نیستند و نباید این ارقام را مقایسهای کاملاً همسنخ تلقی کرد.
روند جهانی فقط به افزایش تعداد کاربران محدود نمیشود و شرکتها به سمت گسترش کاربردهای هوش مصنوعی حرکت کردهاند. بر اساس گزارش Stanford AI Index 2025، استفاده سازمانی از AI در سال ۲۰۲۴ از ۵۵ درصد به ۷۸ درصد رسید و استفاده از هوش مصنوعی مولد در دستکم یک کارکرد کسبوکار نیز از ۳۳ درصد به ۷۱ درصد افزایش یافت.
مسئله ایران فقط تعداد شرکتهای هوش مصنوعی نیست
دادههای موجود تصویری دوگانه از وضعیت هوش مصنوعی در کسبوکارهای ایران ارائه میدهند. از یک سو، وجود ۳۸۷ شرکت فعال در این حوزه و قرار گرفتن ایران در رتبه چهارم منطقه نشان میدهد اکوسیستم هوش مصنوعی در کشور از نظر تعداد بازیگران، ظرفیت قابلتوجهی ایجاد کرده است. از سوی دیگر، نرخ پذیرش ۲۷ درصدی و عقبماندگی هفتساله نسبت به میانگین جهانی نشان میدهد این ظرفیت هنوز بهطور گسترده وارد بدنه اقتصاد و کسبوکارها نشده است.
نکته مهمتر، الگوی سرمایهگذاری شرکتهاست. وقتی سهچهارم شرکتهای استفادهکننده از هوش مصنوعی در سه سال کمتر از ۲ میلیارد تومان هزینه کردهاند، میتوان گفت بخش بزرگی از بازار هنوز در مرحله سرمایهگذاریهای محدود قرار دارد. این وضعیت توسعه پروژههای بزرگ و بلندمدت را دشوار میکند.

از سوی دیگر، تفاوت موانع شرکتهای استفادهکننده و استفادهنکرده از هوش مصنوعی نیز قابلتوجه است. شرکتهایی که وارد این حوزه شدهاند، بیشتر با مشکل «هزینه» و «کمبود نیروی متخصص» مواجهاند؛ اما برای شرکتهایی که هنوز وارد نشدهاند، مسئله اصلی «ندانستن کاربرد» و «فقدان مهارت» است.
این تفاوت نشان میدهد توسعه پذیرش هوش مصنوعی در ایران به یک سیاست واحد نیاز ندارد. کسبوکارهایی که هنوز وارد این حوزه نشدهاند، بیش از هر چیز به شناخت موارد استفاده، آموزش و نمونههای موفق نیاز دارند؛ در حالی که شرکتهای فعالتر، با مسائل پیچیدهتری مانند تأمین نیروی متخصص، هزینه زیرساخت و سرمایهگذاری برای توسعه و مقیاسدهی مواجهاند.
در مجموع، دادهها نشان میدهند چالش اصلی هوش مصنوعی در ایران ایجاد شرکتهای جدید نیست. فاصله میان «وجود شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی» و «پذیرش گسترده هوش مصنوعی در اقتصاد» همچنان بزرگ است. اگر این فاصله کاهش پیدا نکند، افزایش تعداد شرکتهای هوش مصنوعی نیز به افزایش بهرهوری، توسعه محصول و شکلگیری یک بازار بزرگ داخلی برای این فناوری منجر نخواهد شد.