ایزولهسازی شبکههای OT؛ مسیرهای پنهان نفوذ به زیرساختهای حیاتی
سند CI Fortify درباره خطر اتصالهای پنهان در شبکههای OT هشدار میدهد و راهکارهایی برای ایزولهسازی زیرساختهای حیاتی و کاهش مسیرهای نفوذ مهاجمان ارائه میکند.
سند «CI Fortify» با هشدار درباره ایزوله نبودن واقعی بسیاری از شبکههای عملیاتی (OT) در زیرساختهای حیاتی، مسیرهایی مانند دسترسی پیمانکاران، VPN، شبکههای ابری، ارتباطات اپراتوری و سرویسهای مشترک IT را از جمله نقاطی معرفی میکند که میتوانند مسیر نفوذ مهاجمان به سیستمهای حیاتی را باز نگه دارند.
زیرساختهای حیاتی در سالهای اخیر به یکی از اهداف مهم حملات سایبری تبدیل شدهاند؛ چراکه نفوذ به شبکههای عملیاتی این بخشها میتواند پیامدهایی فراتر از سرقت اطلاعات داشته باشد و ارائه خدماتی مانند برق، آب، حملونقل و سایر خدمات ضروری را مختل کند. در چنین شرایطی، ایزولهسازی شبکههای OT از سایر شبکهها به یکی از مهمترین راهکارهای کاهش سطح حمله تبدیل شده است.
بااینحال، سند «CI Fortify – Advice for Isolating Vital Systems» که در ژوئیه ۲۰۲۶ با مشارکت نهادهایی مانند CISA آمریکا، ACSC استرالیا و FBI منتشر شده، هشدار میدهد که در بسیاری از محیطهای حیاتی نمیتوان ادعای ایزولهسازی کامل شبکههای OT و غیرOT را پذیرفت.
اتصالهایی که دیده نمیشوند
یکی از نخستین گامهای پیشنهادی این سند، شناسایی تمام سیستمها و شبکههایی است که برای ارائه خدمات حیاتی مورد استفاده قرار میگیرند. پس از آن، سازمان باید تمام نقاط اتصال این شبکهها به سایر سیستمها را شناسایی و مستند کند.
این اتصالات تنها به ارتباط مستقیم میان شبکههای IT و OT محدود نمیشوند. دسترسی از راه دور فروشندگان و پیمانکاران، ارتباطات اضطراری، شبکههای غیرقابلاعتماد، محیطهای ابری و حتی ارتباط با سایر تأسیسات و اپراتورهای حیاتی همرده، میتوانند بخشی از این زنجیره باشند.
در واقع، ممکن است یک شبکه OT از نظر معماری بهطور مستقیم به اینترنت متصل نباشد، اما دسترسی یک پیمانکار از راه دور، یک VPN یا یک زیرساخت ارتباطی مشترک، مسیری غیرمستقیم برای رسیدن مهاجم به محیط عملیاتی ایجاد کند.
وابستگیهای IT؛ پل میان دو شبکه
بخشی از این خطر به سرویسهایی بازمیگردد که بهطور مشترک در محیطهای OT و غیرOT استفاده میشوند. سند به سرویسهایی مانند Active Directory، DNS و DHCP، زیرساخت مجازیسازی، شبکههای ذخیرهسازی SAN و NAS، سرویسهای پشتیبانگیری و بازیابی، زیرساخت کلید عمومی و سرویسهای همگامسازی زمان اشاره میکند.
وجود چنین وابستگیهایی میتواند ایزولهسازی را پیچیده کند. برای نمونه، اگر یک سیستم OT برای احراز هویت یا دریافت سرویسهای حیاتی به زیرساختی در شبکه سازمان وابسته باشد، قطع ارتباط میان دو شبکه لزوماً تنها یک اقدام امنیتی نیست و میتواند بر عملکرد سیستم عملیاتی نیز اثر بگذارد.
به همین دلیل، سند توصیه میکند سازمانها پیش از وقوع بحران، وابستگیهای میان سیستمهای OT و سایر شبکهها را شناسایی کرده و تا حد امکان کاهش دهند.
نقشهبرداری از مسیرهای دسترسی
بر اساس این راهنما، سازمانها باید نوع هر اتصال، مالک سیستم، طرف مقابل اتصال، نوع جریان اطلاعات، پروتکلها و میزان حیاتی بودن این جریان را مستند کنند. اطلاعاتی مانند نمودار معماری شبکه و پیکربندی فایروالها، مسیریابها و VPNها نیز باید در این مستندات ثبت شود.
این نقشهبرداری به سازمان اجازه میدهد در زمان حمله بداند کدام مسیرها باید قطع شوند و قطع هر ارتباط چه اثری بر ارائه خدمات خواهد داشت.
از سوی دیگر، بررسی مداوم جداول مسیریابی و نظارت بر جریان ترافیک میتواند اتصالهای ناخواسته میان شبکههای OT و غیرOT را آشکار کند. هر تغییر غیرمنتظره در مسیرهای شبکه یا ایجاد یک ارتباط جدید میتواند هشداری برای تیم امنیت باشد.
مسیر نفوذ را پیش از حمله پیدا کنید
پیام اصلی سند این است که ایزولهسازی را نمیتوان به زمان وقوع حمله موکول کرد. سازمان باید پیش از وقوع بحران، مسیرهای دسترسی، وابستگیها و نقاط قابل تفکیک را شناسایی کند و برای قطع مرحلهای ارتباطها برنامه داشته باشد.
در چنین رویکردی، هدف فقط جدا کردن دو شبکه نیست؛ بلکه ایجاد قابلیتی است که زیرساخت حیاتی در صورت قطع ارتباط با شبکههای دیگر، بتواند همچنان به ارائه خدمات ادامه دهد. به همین دلیل، شناسایی مسیرهای پنهان ورود به OT باید بخشی از برنامه مستمر امنیت سایبری و تابآوری زیرساختهای حیاتی باشد.