کد خبر: ۸۷۷

میم‌ها در جنگ شناختی؛ چگونه یک شوخی به ابزار اثرگذاری تبدیل می‌شود؟

میم

میم‌ها چگونه از یک شوخی اینترنتی به ابزاری برای روایت‌سازی و اثرگذاری بر افکار عمومی تبدیل می‌شوند؟ نگاهی به نقش میم‌ها در جنگ شناختی، قطبی‌سازی و عملیات اثرگذاری.

هانا حیدری
خبرنگار:
هانا حیدری

یک تصویر آشنا، چند کلمه کوتاه و یک شوخی که شاید در کمتر از چند ثانیه پیام خود را منتقل کند؛ این فرمول ساده، امروز به یکی از رایج‌ترین شیوه‌های ارتباط در فضای مجازی تبدیل شده است. برای بخش قابل توجهی از کاربران، به‌ویژه نسل جوان، میم دیگر محتوایی برای خندیدن نیست. میم‌ها زبان واکنش به اتفاقات روز، ابزاری برای بیان اعتراض یا موافقت و حتی راهی برای نشان دادن تعلق به یک گروه یا جامعه آنلاین هستند.

کاربران یک میم را تغییر می‌دهند، به آن معنای تازه‌ای می‌دهند و دوباره آن را وارد چرخه انتشار می‌کنند. گاهی یک رویداد اجتماعی یا سیاسی پیچیده، پیش از آنکه فرصت تحلیل پیدا کند، در قالب چند تصویر و جمله کوتاه به میم ترجمه می‌شود.

البته همین ویژگی، یعنی سرعت، سادگی و قابلیت بالای بازنشر، روی دیگری هم دارد. اگر یک میم می‌تواند در چند ثانیه نگاه هزاران نفر را به یک موضوع شکل دهد، آیا این قالب نمی‌تواند برای انتقال هدفمند روایت‌ها و اثرگذاری بر افکار عمومی نیز مورد استفاده قرار گیرد؟

اینجاست که می‌توان از میم به‌عنوان مفهوم «اسب تروای جنگ شناختی» صحبت کرد؛ محتوایی که ممکن است در ظاهر فقط یک شوخی باشد، اما در دل خود تصویری خاص از واقعیت را نیز حمل کند.

وقتی میم فقط یک شوخی نیست

البته هر میم را نمی‌توان بخشی از یک عملیات روانی یا جنگ شناختی دانست. میم‌ها بخشی طبیعی از فرهنگ اینترنت هستند و کارکردهای متنوعی دارند؛ از سرگرمی و طنز گرفته تا نقد اجتماعی و شکل‌گیری زبان مشترک میان کاربران.

با این حال، یک قالب ارتباطی زمانی که بتواند پیام را به‌سرعت منتقل کند، مخاطب را درگیر کند و به‌سادگی بازنشر شود، می‌تواند مورد استفاده بازیگران سیاسی، تبلیغاتی یا حتی گروه‌های افراطی نیز قرار گیرد.

نمونه‌های مستندی از این مسئله در سطح جهانی وجود دارد. یوروپل در پژوهشی با عنوان «قدرت مخرب میم‌ها؛ رمزگشایی از نفرت بصری در فضای افراط‌گرای آلمانی در تلگرام» به بررسی نقش میم‌ها و ارتباطات بصری در اکوسیستم‌های افراطی پرداخته است.

این پژوهش که در چارچوب شبکه مشورتی مرکز اروپایی مقابله با تروریسم یوروپل ارائه شده، نشان می‌دهد بازیگران افراطی برای ارتباط با مخاطبان جوان و آشنا با فرهنگ اینترنت، به سراغ قالب‌هایی رفته‌اند که قابلیت وایرال شدن دارند؛ از جمله میم‌ها و دیگر اشکال ارتباط تصویری و صوتی‌ـ‌تصویری.

بنابراین، آنچه یک میم را به موضوعی امنیتی تبدیل می‌کند، خودِ تصویر یا طنز نیست؛ بلکه امکان استفاده از زبان رایج اینترنت برای انتقال، عادی‌سازی و تکثیر یک روایت است.

اسب تروای دیجیتال چگونه عمل می‌کند؟

داستان اسب تروای یونان باستان، استعاره مناسبی برای توضیح میم است. تهدید در ظاهر یک هدیه وارد شهر شد و زمانی که ماهیت واقعی آن آشکار شد، مهاجمان داخل شهر بودند.

در فضای اطلاعاتی نیز همیشه پیام‌های اثرگذار با ظاهری رسمی، جدی یا آشکار منتشر نمی‌شوند. یک شوخی، یک تصویر وایرال یا یک ویدئوی کوتاه می‌تواند تصویری ساده‌شده از یک فرد، گروه یا رویداد را بارها و بارها بازتولید کند.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که یک موضوع پیچیده به یک تصویر کاملاً سیاه و سفید تقلیل پیدا کند. در چنین شرایطی، مخاطب به جای مواجهه با جزئیات و لایه‌های مختلف یک مسئله، با یک روایت ساده روبه‌رو می‌شود؛ روایتی که ممکن است گروهی را کاملاً مقصر و گروه دیگر را کاملاً قربانی یا قهرمان نشان دهد.

ناتو در تحلیل خود از جنگ شناختی، به سازوکارهایی مانند ایجاد تردید، گسترش روایت‌های متعارض، قطبی‌سازی افکار عمومی و رادیکال کردن گروه‌ها اشاره می‌کند. این منبع همچنین توضیح می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی، با تکیه بر پیام‌های کوتاه و سرعت بالای واکنش و بازنشر، می‌توانند زمینه را برای تصمیم‌گیری‌های سریع و احساسی فراهم کنند.

از «ما و آنها» تا اتاق‌های پژواک

یکی از خطرات احتمالی استفاده هدفمند از میم‌ها، تقویت دوقطبی‌های اجتماعی است. میم برای انتقال سریع پیام، ناگزیر به ساده‌سازی است، اما این ساده‌سازی می‌تواند در موضوعات حساس به حذف زمینه، جزئیات و پیچیدگی‌های واقعیت منجر شود.

وقتی یک گروه اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی بارها در قالب یک تصویر تمسخرآمیز بازنمایی شود، این احتمال وجود دارد که مخاطب به‌تدریج آن تصویر را به‌عنوان نماینده کل آن گروه در ذهن خود تثبیت کند.

ناتو در گزارش خود به نقش سوگیری تأییدی، اتاق‌های پژواک و گرایش کاربران به دریافت و بازنشر اطلاعات همسو با باورهای پیشین اشاره می‌کند. در چنین محیطی، محتوایی که احساسات را تحریک می‌کند یا شکاف‌های موجود را برجسته‌تر نشان می‌دهد، می‌تواند سریع‌تر در میان گروه‌های هم‌فکر دست‌به‌دست شود.

میم در این میان ابزار منحصربه‌فردی نیست، اما به دلیل اختصار، بار تصویری و قابلیت بالای بازتولید، می‌تواند به یکی از حاملان مؤثر چنین روایت‌هایی تبدیل شود.

نمونه‌های جهانی؛ وقتی فرهنگ اینترنت به ابزار بسیج تبدیل می‌شود

بررسی‌های یوروپل نشان می‌دهد که گروه‌ها و جریان‌های افراطی به‌طور فزاینده‌ای از فرهنگ دیجیتال برای دسترسی به مخاطبان جوان استفاده می‌کنند.

در گزارش دیگری که یوروپل درباره بهره‌برداری گروه‌های تروریستی از فناوری و مخاطبان جوان منتشر کرده، به استفاده از محتواهایی مانند ویدئو، موسیقی و میم برای انتشار تبلیغات، جذب مخاطب و بسیج افراد اشاره شده است.

این نمونه‌ها به معنای آن نیست که میم یک ابزار افراط‌گرایی است؛ بلکه نشان می‌دهد بازیگران مختلف، برای رساندن پیام خود به نسل‌هایی که زبان ارتباطی متفاوتی دارند، از همان زبان و قالب‌های رایج در فضای دیجیتال استفاده می‌کنند.

یوروپل همچنین در پژوهشی دیگر، به ظرفیت بالای ارتباطات بصری در شبکه‌هایی مانند تیک‌تاک برای بسیج سیاسی و افراطی پرداخته است؛ پلتفرمی که در نگاه عمومی بیش از هر چیز با سرگرمی شناخته می‌شود، اما می‌تواند به بستری برای انتشار پیام‌های سیاسی و ایدئولوژیک نیز تبدیل شود.

وضعیت ایران؛ هشدار مشخص درباره «میم‌های جنگ شناختی» وجود دارد؟

بررسی رسانه‌های معتبر ایرانی و منابع رسمی در دسترس، نتیجه متفاوتی دارد. در این جست‌وجو، نمونه مستند و مشخصی از یک عملیات سازمان‌یافته که با عنوان «میم به‌عنوان ابزار جنگ شناختی» در ایران معرفی شده باشد، پیدا نشد. به همین دلیل، نمی‌توان با قطعیت ادعا کرد که در ایران یک پرونده یا کارزار مشخص و مستند مشابه نمونه‌های بررسی‌شده توسط یوروپل وجود داشته است.

با این حال، این به معنای بی‌ارتباط بودن فضای فارسی با مسئله جنگ شناختی یا عملیات اثرگذاری نیست. موضوعاتی مانند انتشار اطلاعات نادرست، حساب‌های هماهنگ، روایت‌سازی در شبکه‌های اجتماعی، محتوای دست‌کاری‌شده و استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای تولید محتوا، بارها در فضای رسانه‌ای و پژوهشی مورد بحث قرار گرفته‌اند.

نبود یک پرونده عمومی و مستند با تمرکز مشخص بر «میم تروجان»، خلائی است که خود می‌تواند موضوع یک بررسی مستقل باشد. آیا سازوکارهای رصد عملیات اطلاعاتی در فضای فارسی، به اندازه کافی به زبان طنز، میم و فرهنگ وایرال اینترنت توجه دارند یا تمرکز همچنان بیشتر بر خبر جعلی، حساب جعلی و محتوای آشکار تبلیغاتی است؟

هر میم یک تهدید نیست، اما هر بازنشر هم بی‌اثر نیست

اشتباه است اگر هر میم را بخشی از یک پروژه جنگ شناختی بدانیم. چنین نگاهی، هم واقعیت فرهنگ اینترنت را نادیده می‌گیرد و هم می‌تواند به تفسیر توطئه‌محور از هر محتوای طنزآمیز منجر شود.

اما در سوی مقابل نیز نباید فراموش کرد که فضای دیجیتال، میدان رقابت بر سر توجه و روایت است. یک محتوا ممکن است ابتدا برای سرگرمی ساخته شده باشد، اما بعدها توسط گروه‌ها یا بازیگران مختلف با هدفی متفاوت بازتولید شود.

مسئله اصلی، ممنوع کردن میم یا بی‌اعتمادی به طنز نیست؛ بلکه ایجاد یک عادت ساده در مواجهه با محتوای وایرال است: مکث کردن.

پیش از بازنشر یک میم شاید بد نباشد چند سؤال پرسیده شود: این محتوا چه برداشتی را تقویت می‌کند؟ آیا واقعیت یک موضوع پیچیده را بیش از حد ساده کرده است؟ چه کسی یا چه گروهی از گسترش این روایت سود می‌برد؟ و آیا من فقط یک شوخی را بازنشر می‌کنم یا در حال تقویت یک تصویر خاص از یک فرد، گروه یا رویداد هستم؟

در جنگ شناختی، همیشه با یک پیام رسمی یا یک خبر جعلی روبه‌رو نیستیم. گاهی یک روایت می‌تواند در قالبی ظاهر شود که برای مخاطب کاملاً آشناست؛ یک تصویر، یک شوخی و یک دکمه بازنشر.

شاید اسب تروای عصر دیجیتال، همیشه ترسناک به نظر نرسد؛ گاهی فقط یک میم خنده‌دار است.

 

گزارش خطا
ارسال پیام
captcha
پیشنهاد سردبیر بیشتر
آخرین اخبار
پربازدید
خانه پربازدید پربحث