کد خبر: ۲۱۲

غریبه‌هایی در اتاق خواب کودکان؛ کالبدشکافی ترومای پنهان «سایبربولینگ» در گفت‌وگو با ۲۴ نیوز

وحید

سایبربولینگ یا زورگویی مجازی، ترومایی پنهان و بدون مرز است که به دلیل نبود نشانه‌های فیزیکی و سکوت کودکان، به خلوت آن‌ها نفوذ کرده و آسیب‌های روانی عمیقی برجای می‌گذارد. پایگاه خبری ۲۴ نیوز در گفت‌و‌گو با دکتر طناز وحید، به بررسی نشانه‌های رفتاری این بحران مدرن و ارائه پروتکل حمایتی برای خانواده‌ها پرداخته است.

در دنیایی که مرز میان واقعیت و جهان دیجیتال برای نسل جدید کم‌رنگ‌تر از همیشه شده است، بستر اینترنت همان‌قدر که فضایی برای آموزش و سرگرمی است، می‌تواند به قربان‌گاهی خلاقانه برای روح و روان کودکان تبدیل شود. یکی از تاریک‌ترین ابعاد این فضا، پدیده «سایبربولینگ» یا زورگویی مجازی است؛ بحرانی خاموش و ترومایی پنهان که برخلاف قلدری‌های سنتی در حیاط مدارس، هیچ ردی از خود در ظاهر کودک باقی نمی‌گذارد اما تا عمق اتاق خواب و خلوت‌ترین لحظات او نفوذ می‌کند. در بسیاری از موارد، سکوت خودخواسته کودکان و بی‌خبری والدین، این آسیب را به یک بحران روحی عمیق تبدیل می‌کند. پایگاه خبری ۲۴ نیوز در گفت‌وگو با دکتر طناز وحید، متخصص روانشناسی بالینی، درمانگر و مدرس دانشگاه، به واکاوی ابعاد روانشناختی این پدیده، نشانه‌های پنهان آن و پروتکل مواجهه خانواده‌ها با این تهدید مدرن پرداخته است.

به عنوان اولین سؤال، تفاوت اصلی «ترومای سایبربولینگ» با «قلدری‌های سنتی در مدرسه» چیست؟ چرا آسیب روانی خشونت مجازی روی کودک عمیق‌تر و ماندگارتر است؟

در قلدری‌های سنتی و فیزیکی، اگر دانش‌آموزی در محیط مدرسه مورد آزار قرار بگیرد، به محض تعطیل شدن مدرسه و بازگشت به خانه، از آن محیط آسیب‌زا فاصله می‌گیرد و به پناهگاه امن خود می‌رسد؛ اما در محیط سایبربولینگ، ما با یک آزار بیست و چهار ساعته و بدون مرز روبه‌رو هستیم. این خشونت می‌تواند در هر زمان و مکانی، حتی در امن‌ترین بخش خانه یعنی اتاق خواب کودک، از طریق شبکه‌های اجتماعی، گروه‌های دوستانه و گوشی‌های تلفن همراه ادامه پیدا کند. ویژگی بسیار خطرناک دیگر این پدیده، گستردگی بی‌حدومرز مخاطبان است. در گذشته شاید تنها چند نفر در حیاط مدرسه شاهد تحقیر یک کودک بودند، اما امروز یک تصویر یا پیام توهین‌آمیز می‌تواند در عرض چند دقیقه توسط صدها نفر دیده و بازنشر شود. به همین دلیل، احساس شرم، درماندگی و بی‌پناهی در کودک بسیار عمیق‌تر می‌شود؛ در واقع در این‌گونه مواقع کودک احساس می‌کند که هیچ پناهگاه امنی در دنیا ندارد و همین موضوع احتمال بروز اضطراب، افسردگی، پایین رفتن عزت‌نفس و حتی افکار خودآسیب‌رسان را به‌شدت افزایش می‌دهد.

در قلدری‌های سنتی، نشانه‌های فیزیکی (مثل کبودی یا پارگی لباس) وجود دارد، اما در سایبربولینگ همه چیز پنهان است. والدین چطور می‌توانند از روی تغییرات رفتاری یا سیگنال‌های روانی ریز، بفهمن فرزندشان در فضای مجازی تحت فشار یا باج‌گیری است؟

سایبربولینگ معمولاً زخم جسمی ندارد، اما نشانه‌های روانی و رفتاری مشخصی بر جای می‌گذارد. پنهان کردن صفحه نمایش، تغییر سریع برنامه‌ها هنگام ورود والدین، کاهش تمایل ناگهانی به استفاده از تلفن همراه در صورتی که قبلاً علاقه زیادی به آن داشته‌اند، گوشه‌گیری، انزوا، فاصله گرفتن از جمع‌های خانوادگی، کاهش تمرکز، اختلال‌های خواب شامل بی‌خوابی یا کابوس‌های شبانه، تحریک‌پذیری، پرخاشگری و گریه‌های بدون دلیل از جمله این نشانه‌ها هستند. همچنین آسیب می‌تواند خود را با شکایت‌های جسمی مثل سردرد یا دل‌درد بدون علت پزشکی مشخص یا اضطراب و ترس ناگهانی هنگام آمدن یک پیام جدید نشان دهد. اما در مجموع می‌توان گفت که گاهی اولین و کلیدی‌ترین نشانه، تغییر ناگهانی در خلق‌وخوی عمومی کودک است، نه الزاما تغییر در رفتار آنلاین او.

چرا اکثر کودکان و نوجوانانی که قربانی زورگویی مجازی می‌شوند، این موضوع را از پدر و مادر خود پنهان می‌کنند؟ چه ترس‌ها یا سدهای ذهنی مانع حرف زدن آن‌ها می‌شود؟

علت اصلی این پنهان‌کاری به این دلیل است که خیلی وقت‌ها کودکان از پیامدهای افشای این موضوع می‌ترسند. رایج‌ترین ترس‌هایی که بچه‌ها در این موقعیت‌ها بازگو می‌کنند، ترس از سرزنش شدن و شنیدن این جمله است که «خودت مقصری». همچنین ترس شدید از گرفته شدن گوشی یا محدود شدن اینترنت، ترس از اینکه والدین با رفتارهای هیجانی موضوع را بدتر کنند و نگران بودن از اینکه فرد آزارگر بخواهد انتقام بگیرد، مانع حرف زدن آن‌ها می‌شود. احساس شرم، خجالت و این باور غلط که هیچ‌کس نمی‌تواند به آن‌ها کمک کند و این اتفاق فقط برای آن‌ها افتاده نیز از سدهای ذهنی بزرگ است. اگر کودک مطمئن باشد که والدین به جای قضاوت، سرزنش و مچ‌گیری، شنونده‌های امن و خوبی هستند، احتمال افشای مشکل به شکل قابل‌توجهی افزایش پیدا می‌کند.

گاهی مرز بین «شوخی‌های اینترنتی» و «سایبربولینگ» برای بچه‌ها مبهم است. از چه زمانی یک شوخی یا کل‌کل ساده در بازی‌های آنلاین یا گروه‌های چت، وارد فاز روان‌آزاری و قلدری می‌شود؟

برای تشخیص این مرز یک معیار بسیار ساده وجود دارد؛ اگر رفتاری باعث رنج، تحقیر، ترس یا آسیب روانی شود، تکرار گردد و به قصد آزار انجام شود، دیگر نامش شوخی نیست. شوخی سالم معمولاً یک رابطه دوطرفه است که هر دو نفر به آن می‌خندند و در صورت ناراحتی فرد مقابل، بلافاصله متوقف می‌شود. اما سایبربولینگ کاملاً یک‌طرفه است و هدف آن تحقیر و تخریب شخصیتی قربانی است که در آن از ابزارهایی مثل تمسخر مداوم، انتشار عکس‌های خصوصی، طرد اجتماعی و شایعه‌سازی استفاده می‌شود. نکته کلیدی اینجاست که در سایبربولینگ، پس از اعلام ناراحتی قربانی، آزار نه تنها ادامه پیدا می‌کند، بلکه با تهدید و روش‌های خشونت‌آمیزتر همراه می‌شود. آموزش این مرزها و قوانین فضای مجازی به کودکان، یکی از بزرگ‌ترین گام‌ها در پیشگیری از این آسیب‌ها است.

بیايید زاویه دید را عوض کنیم؛ چه ویژگی‌های روانشناختی یا کمبودهایی در یک کودک، او را به یک «سایبربولر» (آزارگر مجازی) تبدیل می‌کند؟ آیا ممکن است فرزند خود ما آزارگر باشد و ما بی‌خبر باشیم؟ نشانه‌های آن چیست؟

برخلاف تصوری که وجود دارد، همه کودکان آزارگر لزوماً افرادی شرور یا مشکل‌دار نیستند. از عوامل خطری که یک کودک را به سمت آزارگری سوق می‌دهد می‌توان به ضعف در مهارت همدلی، الگوبرداری از رفتارهای پرخاشگرانه در خانواده، تجربه قربانی شدن خود کودک در گذشته و احساس ناکامی و خشم حل‌نشده اشاره کرد. بله، این احتمال کاملاً وجود دارد که فرزند خود ما هم آزارگر باشد و ما متوجه نشویم. نشانه‌های بارز چنین کودکی لذت بردن از تحقیر دیگران، تمسخر مداوم همسالان در فضای مجازی، داشتن چند حساب کاربری ناشناس (فیک) و بی‌تفاوتی نسبت به ناراحتی دیگران است. گاهی ممکن است آن‌ها با افتخار درباره دست انداختن یا آزار دادن بچه‌های دیگر صحبت کنند. والدین باید بدانند که فرزندانشان در فضای مجازی می‌توانند هم در نقش قربانی ظاهر شوند و هم در نقش آزارگر.

در خیلی از پرونده‌های زورگویی آنلاین، شاهد پدیده‌ای به نام «تماشاگران بی‌تفاوت» (Bystanders) هستیم؛ بچه‌هایی که آزار دیدن دوستشان را می‌بینند اما سکوت می‌کنند یا حتی لایک می‌کنند. چطور می‌توانیم «شجاعت اخلاقی دیجیتال» را در کودکان تقویت کنیم تا در این مواقع منفعل نباشند؟

بسیاری از آسیب‌های سایبربولینگ نه فقط توسط شخص آزارگر، بلکه به پشتوانه سکوت تماشاگران ادامه پیدا می‌کند. برای پرورش شجاعت اخلاقی دیجیتال باید به بچه‌ها آموزش دهیم که سکوت در این مواقع به معنای بی‌طرفی نیست، بلکه گاهی نوعی حمایت از فرد آزارگر است. لایک کردن، بازنشر کردن یا خندیدن به محتواهای توهین‌آمیز خودش نوعی مشارکت در آزار محسوب می‌شود. ما باید به فرزندانمان یاد بدهیم که حمایت خصوصی از قربانی بسیار ارزشمند است و گزارش کردن رفتارهای آسیب‌زا به مدیر گروه یا مسئولان، نشانه مسئولیت‌پذیری است، نه خبرچینی. شجاعت واقعی در دفاع از فرد ضعیف‌تر معنا پیدا می‌کند و فرهنگ همسالان می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش این پدیده داشته باشد.

اولین واکنش والدینی که متوجه می‌شوند فرزندشان قربانی سایبربولینگ شده باید چه باشد؟ چه رفتارهایی از طرف والدین در آن لحظه بحرانی، می‌تواند مثل بنزین روی آتش عمل کند و ترومای کودک را عمیق‌تر کند؟

اولین واکنش والدین باید ایجاد احساس امنیت و آرامش برای کودک باشد. خیلی مواقع می‌بینیم که والدین در مواجهه با این بحران، زودتر آرامش خود را از دست می‌دهند و رفتارهای تکانشی و انفجاری بروز می‌دهند. جملاتی مثل «خوشحالم که این موضوع رو بهم گفتی»، «کنارت هستم» و «با هم حلش می‌کنیم» در آن لحظه بسیار کمک‌کننده است. در مقابل، رفتارهایی که اوضاع را وخیم‌تر می‌کند شامل گرفتن فوری گوشی، سرزنش کردن کودک، واکنش‌های انفجاری و هیجانی، تهدید کردن آزارگر بدون داشتن برنامه مشخص و انتشار این موضوع در جمع دوستان و فامیل بدون هماهنگی با خود کودک است. والدین باید بدانند کودک در آن لحظه بیش از هر چیز به آرامش، حمایت و حس کنترل نیاز دارد.

در فضای سایبر، پاک کردن یک محتوای توهین‌آمیز یا عکس دست‌کاری شده بسیار سخت است و اثر آن (Digital Footprint) سال‌ها باقی می‌ماند. روانشناسی سایبری چطور به کودک کمک می‌کند تا با این فکر که «آبروی من دیگر قابل بازگشت نیست» کنار بیاید و آسیب را ترمیم کند؟

خیلی وقت‌ها قربانیان دچار خطای شناختی شده و تصور می‌کنند که زندگی‌شان تمام شده یا آبروی آن‌ها دیگر هیچ‌وقت برنمی‌گردد. ما در روانشناسی سایبری سعی می‌کنیم این باور فاجعه‌انگارانه را اصلاح کنیم. واقعیت این است که حافظه اینترنتی هرچند پایدار است، اما حافظه انسانی پویاتر و زودگذر است و مردم خیلی سریع‌تر از آنچه تصور می‌شود موضوعات را فراموش می‌کنند. از طرفی هویت یک انسان بسیار بزرگ‌تر و عمیق‌تر از یک عکس، پست یا شایعه مجازی است. ما در فرآیند درمان روی سه محور اصلی کار می‌کنیم که شامل بازسازی عزت‌نفس، اصلاح افکار فاجعه‌انگارانه و تقویت مهارت‌های مقابله‌ای و تاب‌آوری است. هدف ما این است که بچه از نقش یک قربانی دائمی خارج شود و بتونه دوباره احساس ارزشمندی و کنترل را تجربه کند.

سواد سایبری خانواده‌ها معمولاً به نصب آنتی‌ویروس یا فیلترشکن محدود می‌شود. از دیدگاه شما، «سواد عاطفی-سایبری» که والدین باید به بچه‌ها آموزش دهند شامل چه مؤلفه‌هایی است؟

در عصر تکنولوژی، دیگر تنها آموزش امنیت فنی و ابزارهای کنترلی کافی نیست. سواد عاطفی-سایبری شامل پکیجی از مهارت‌ها مثل مهارت نه گفتن، حفظ حریم خصوصی، مدیریت هیجانات در فضای آنلاین، تشخیص دست‌کاری‌های روانی و باج‌گیری‌های عاطفی است. همچنین مؤلفه‌های دیگری مثل همدلی دیجیتال، داشتن تفکر انتقادی درباره محتواها، مسئولیت‌پذیری در انتشار مطالب و مهارت درخواست کمک در شرایط بحران را در بر می‌گیرد. کودک باید یاد بگیرد که قبل از هر کلیک، فرستادن پیام یا لایک کردن، علاوه بر خطرات فنی، پیامدهای عاطفی، انسانی و اخلاقی آن را هم بسنجد.

به عنوان سؤال آخر، آیا سیستم آموزشی و مدارس ما آمادگی مواجهه روانشناختی با این بحران مدرن را دارند؟ اگر بخواهید یک «پروتکل طلایی سه مرحله‌ای» برای مثلث (والدین، مدرسه، مشاور) در مواجهه با سایبربولینگ پیشنهاد دهید، آن چیست؟

سیستم آموزشی ما هنوز تا رسیدن به آمادگی مطلوب در مواجهه با این چالش‌های نوین فاصله دارد، به همین دلیل من یک مدل سه مرحله‌ای را پیشنهاد می‌کنم. مرحله اول، شناسایی و توقف فوری آزار است که شامل مستندسازی شواهد، ذخیره پیام‌ها و تصاویر، گزارش به پلتفرم‌های مربوطه و جلوگیری از ادامه آزار می‌شود. مرحله دوم، حمایت و ترمیم روانی است که ایجاد فضای امن برای گفتگو، ارزیابی سطح اضطراب و آسیب روانی، تقویت عزت‌نفس، شبکه حمایتی کودک و مداخلات تخصصی در صورت نیاز را در بر می‌گیرد. مرحله سوم نیز آموزش و پیشگیری است که شامل آموزش سواد عاطفی-سایبری به والدین و کودکان، تدوین قوانین روشن در مدارس، برگزاری کارگاه‌ها و ایجاد مسیرهای محرمانه برای گزارش‌دهی دانش‌آموزان می‌شود. اگر والدین، مدرسه و مشاور به جای مقصر پیدا کردن، به عنوان یک تیم واحد عمل کنند، بسیاری از پیامدهای مخرب این پدیده قابل پیشگیری و درمان خواهد بود.

خبرنگار: بهراد یوسفی

گزارش خطا
ارسال پیام
captcha
پیشنهاد سردبیر بیشتر
آخرین اخبار
پربازدید
خانه پربازدید پربحث