در گفتوگو با ۲۴ نیوز
اینترنت که قطع شد، ضعفها عیان شدند
در گفتوگو با علیرضا زجاجی، کارشناس امنیت سایبری و مدیرعامل یکی از شرکتهای فعال در حوزهی بلاکچین ابعاد مختلف بحران سایبری بررسی و راهکارهایی برای عبور از وضعیت فعلی مطرح شد.
در حالی که محدودیتهای اینترنتی و شرایط جنگی، فضای کسبوکارهای آنلاین را بهشدت تحت تأثیر قرار داده، بسیاری از کارشناسان معتقدند آنچه امروز در اقتصاد دیجیتال ایران رخ میدهد، صرفاً یک اختلال موقت نیست، بلکه نتیجه سالها غفلت از زیرساختهای حیاتی، بهویژه امنیت شبکه است. در این گفتوگو با علیرضا زجاجی، کارشناس امنیت سایبری، با نگاهی انتقادی به سیاستگذاریها و تصمیمات گذشته، ابعاد مختلف این بحران بررسی شده و راهکارهایی برای عبور از وضعیت فعلی مطرح میشود.
در این روزها که هم شرایط جنگی و هم محدودیتهای اینترنتی وجود دارد، به نظر شما این وضعیت چه تأثیری روی اقتصاد دیجیتال کشور گذاشته است؟
اگر شرایط فعلی را مرگ اقتصاد دیجیتال در ایران نامگذاری نکنیم، در خوشبینانهترین حالت میتوان آن را توقف نسبی این بخش دانست. بسیار خارج از واقعبینی است اگر تصور کنیم با راهاندازی مجدد اینترنت، در کوتاهمدت یا حتی میانمدت بتوان به شرایط گذشته بازگشت. شخصاً بازسازی ویرانی رخداده در اقتصاد دیجیتال را حتی سختتر و پرهزینهتر از بازسازی واحدهای صنعتی بزرگی مانند فولاد مبارکه میدانم؛ با این تفاوت مهم که این ضربه، برخلاف صنایع فیزیکی، لزوماً توسط دشمن خارجی وارد نشده است.
برای درک بهتر این وضعیت، باید کمی به عقب بازگردیم و روند شکلگیری این شرایط را بررسی کنیم. از همان ابتدای اتصال کشور به اینترنت جهانی، یکی از مهمترین موضوعاتی که باید مورد توجه قرار میگرفت، امنیت شبکه بود؛ موضوعی که عملاً نادیده گرفته شد.
این ضعف در امنیت شبکه دقیقاً چگونه خود را نشان داده است؟
وقتی دشمن میتواند بهطور همزمان شبکه سه بانک بزرگ کشور را از کار بیندازد، یعنی ما عملاً چیزی به نام امنیت شبکه را جدی نگرفتهایم. بدتر از آن، اینکه یکی از این بانکها حتی نسخه پشتیبان (بکاپ) از اطلاعات مشتریان خود نداشته و ناچار شده از روی پیامکهای ارسالی، دادههای خود را بازیابی کند؛ این وضعیت واقعاً تأسفبار است.
از سوی دیگر، وقتی دشمن از شبکه دوربینهای ترافیکی کشور برای ردیابی و حتی اقدامات امنیتی علیه افراد استفاده میکند، یا تصاویر امنیتیترین مراکز کشور در اینترنت منتشر میشود و یا اطلاعات خصوصی شهروندان، حتی در سطح پروندههای قضایی، در فضای عمومی قرار میگیرد، همه اینها یک پیام روشن دارد: ما با مفهوم امنیت شبکه بهطور جدی بیگانه بودهایم.
همچنین، وقتی هر روز شاهد باجگیری هکرها از سازمانهای مختلف هستیم، دیگر پیشبینی آینده این حوزه چندان دشوار نیست.
به نظر شما نگاه مدیریتی و سیاستگذاری چه نقشی در این وضعیت داشته است؟
متأسفانه مشکل فقط در اجرا نیست، بلکه در سطح درک و نگاه مدیریتی هم ضعفهای جدی وجود دارد. برای مثال، وقتی بزرگترین مطالبه برخی مسئولان از یک پلتفرم خارجی این است که سرورهایش را به داخل کشور منتقل کند، نشان میدهد که هنوز این درک شکل نگرفته که محل فیزیکی سرور، الزاماً به معنای کنترل یا دسترسی به اطلاعات آن نیست. این نوع نگاه سادهانگارانه، خود یکی از ریشههای مشکلات فعلی است.
پروژه «اینترنت ملی» چه جایگاهی در این میان دارد؟
متأسفانه بهجای حل مسئله، به سمت پاک کردن صورت مسئله رفتیم. پروژهای تحت عنوان «اینترنت ملی» مطرح شد که نه اینترنت بود و نه واقعاً ملی. این عنوان از دهه هفتاد به ابزاری برای جذب بودجههای کلان تبدیل شد و در عمل، بخش قابلتوجهی از منابع کشور صرف پروژههایی شد که خروجی مشخصی نداشتند.
شرکتها و افراد مختلف با دریافت بودجه، تجهیزاتی وارد میکردند که بعضاً بلااستفاده باقی میماند. در حالی که اگر همین منابع صرف تقویت امنیت شبکه میشد، امروز وضعیت کاملاً متفاوت بود.
آیا اینترنت ملی میتوانست به اقتصاد دیجیتال کمک کند؟
حتی در بهترین حالت هم چنین رویکردی به ضرر اقتصاد دیجیتال است. بزرگترین مزیت اقتصاد دیجیتال، از بین بردن مرزها و دسترسی به بازارهای جهانی است. اما اینترنت ملی به معنای محدود شدن در یک بازار کوچک داخلی است؛ یعنی عملاً خودمان را از فرصتهای جهانی محروم کنیم و به یک اقتصاد بسته تن بدهیم.
در زمان قطع اینترنت جهانی، چه ضعفهایی بیشتر آشکار شد؟
در همان مقطع مشخص شد که حتی در ابتداییترین زیرساختها هم ضعف داریم. برای مثال، کشور فاقد یک موتور جستوجوی کارآمد داخلی بود.
آیا میتوان مسئولیت این وضعیت را متوجه یک دولت خاص دانست؟
خیر، این مسئله حاصل عملکرد یک دوره کوتاه نیست. این وضعیت نتیجه غفلت مجموعهای از دولتها در سالهای گذشته است که به موضوع حیاتی امنیت شبکه توجه کافی نداشتهاند. به همین دلیل، در شرایط بحرانی، تنها راهحل در دسترس، قطع اینترنت بوده است.
چرا کشورهای دیگر در شرایط مشابه مجبور به قطع اینترنت نمیشوند؟
پاسخ روشن است: سرمایهگذاری در امنیت شبکه. اگر کشورهایی که درگیر تنشهای مشابه هستند، اینترنت خود را قطع نمیکنند، به این دلیل است که زیرساختهای امنتری دارند. اگر ما هم به این موضوع توجه کرده بودیم، امروز در چنین موقعیتی قرار نمیگرفتیم.
با توجه به شرایط فعلی، چه راهکارهایی برای بهبود وضعیت پیشنهاد میدهید؟
هر اقدامی که بتواند از میزان خسارت بکاهد، ارزشمند است. حتی در شرایط نیمهجنگی فعلی هم میتوان اصلاحات را آغاز کرد.
اولین گام، شروع فوری بازسازی و ایمنسازی شبکه داخلی کشور است. همچنین لازم است برخی نهادهای ناکارآمد که صرفاً مصرفکننده منابع هستند و نقش مؤثری در بهبود وضعیت ندارند، مورد بازنگری جدی قرار گیرند.
گام دوم، بازگشایی همزمان اینترنت جهانی در کنار تقویت امنیت است؛ این دو موضوع در تضاد با هم نیستند.
و در نهایت، باید درک تصمیمگیران نسبت به اینترنت تغییر کند. اینترنت باید بهعنوان یک ابزار دیده شود، نه تهدید. آگاهی مردم یک نقطه قوت است، نه ضعف.
نقش اینترنت در ارتباطات اجتماعی و حتی مسائل کلانتر چیست؟
اینترنت فقط یک ابزار اقتصادی نیست، بلکه یک ابزار اجتماعی و حتی راهبردی است. وقتی بخش قابلتوجهی از جمعیت کشور در خارج زندگی میکنند، ارتباط آنها با داخل کشور اهمیت زیادی دارد. این ارتباط میتواند در انتقال واقعیتها و جلوگیری از شکلگیری روایتهای نادرست نقش مهمی ایفا کند.
کسبوکارهای آنلاین و استارتاپها در این شرایط با چه چالشهایی روبهرو هستند؟
چالشها بسیار گستردهاند، اما مهمترین آنها چالش بازار است. محدودیتهای اینترنتی باعث شده دسترسی به مشتریان بهشدت کاهش یابد. این مسئله مستقیماً به کاهش درآمد، افزایش زیان و در نهایت از دست رفتن نیروی انسانی منجر میشود. در واقع، زنجیرهای از بحرانها شکل میگیرد که ادامه فعالیت بسیاری از کسبوکارها را تهدید میکند.
آیا این محدودیتها صرفاً باعث کند شدن رشد شده یا اثر عمیقتری داشتهاند؟
ای کاش فقط با کند شدن رشد مواجه بودیم. واقعیت این است که آنچه مشاهده میکنیم، نوعی مرگ تدریجی در اقتصاد دیجیتال است؛ فرآیندی که اگر متوقف نشود، پیامدهای جدیتری در پی خواهد داشت.
اینترنت پرو تا چه اندازه میتواند به بهبود شرایط کمک کند؟
اقتصاد دیجیتال بر دو پایه استوار است: ارائهدهنده و دریافتکننده خدمات. حتی اگر فرض کنیم اینترنت پرو شرایط را برای ارائهدهنده بهتر کند، سؤال این است که دریافتکننده چگونه به او دسترسی پیدا کند؟ در نبود پلتفرمهای گسترده و مؤثر داخلی، این ارتباط عملاً مختل میشود.